تبليغاتX
hojjat
 آپلود عکس

ضایعه جانگداز پسر خاله عزیزم مهندس میثم دشتی (تصویر سمت چپ) را به تمامی آشنایان و دوستداران وی ، از جمله به خاله عزیزم، پسر خاله ها حسن و احسان و پدر ایشان جابر دشتی تسلیت عرض می نمایم.

همچنین فوت حامد دشتی  را نیز به خانواده ایشان تسلیت عرض مینمایم.

یادشان گرامی باد.

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 9:54 |
با آگاهی کامل از نقش و تاثیر مهندسی در سازندگی و توسعه پایدار جهان، رفاه و آسایش انسان، حفظ جهان هستی از آلودگی های زیست محیطی و تامین شادی پایدار و دراز مدت خود و دیگران، اینک که به عنوان مهندس خدمت خود را آغاز می کنم به پروردگار جهان سوگند یاد می کنم که:

همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه ای و اجتماعی خود بدین سوگند وفادار باشم.

به انسان، به عنوان یک موجود صاحب خرد و شگفت انگیزترین پدیده آفرینش بیاندیشم، صدیق و واقع بین باشم و به هیچ اقدامی که به انسان و انسانیت آسیب رساند، مبادرت نورزم.

دانش مهندسی و تجربه حرفه ای خود را که میراث مشترک بشری است، مغتنم دانم و کوشش کنم تا آن را به روز نگهدارم و در حد توان خود به گنجینه دانش و تجربه های سودمند بشری بیفزایم.

ایران زادگاه من است که در آن زاده و پرورده شده ام، کوشش خواهم کرد که دین خود را به سرزمینم، مردمانم، نیاکانم، و آیندگان ادا کنم.

در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کنم تا نقش موثری در توسعه پایدار کشورم داشته باشم.

در حد توان به دانشگاه که مربی علمی و فنی من است و به کسانی که پس از من در این مکان مقدس پرورش خواهند یافت، خدمت کنم.

سرمایه های هستی، چون ماده، انرژی، محیط زیست و نیروی کار را سرمایه های تمام بشر بدانم، و در حفظ و کاربرد درست و بهسازی آنها کوشش نمایم.

در تمام فعالیتهای مهندسی خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، سرعت عمل، حفظ منابع اجتماع و حقوق دیگران را مراعات کنم و سلامت، ایمنی و آینده نسلها را در نظر داشته و به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خویش را در منافع عام جستجو کنم، رشوه خواری و سایر رذایل اخلاقی را طرد و برای زحمات خود ارزش مادی ای در حد معقول و متعارف طلب کنم.

در تمام کوشش های مهندسی خود از دانش روز و آخرین یافته های فنی آگاه شوم و آنها را با ابتکار، خلاقیت و نو آوری در طراحی، برنامه ریزی و اجرا بکار بندم.

در تمام کوشش های مهندسی خود استانداردهای را مراعات و تنها در حیطه دانش و توانایی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضا کنم که به آنها احاطه فنی کامل دارم. در مواردی که منع قانونی و حق مالکیت اختصاصی وجود ندارد، دانش خود را آزادانه و به صورت رایگان منتشر کنم و در اختیار دیگران قرار دهم.

در ادای وظایف حرفه ای محول شده، متعهد، مسئولیت پذیر، مشارکت پذیر و رازدار باشم.

محیطی پر از محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگذاری بی ریا به مردم و وطنم را بوجود آورم و همکاران خود را بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت، سن و عقیده دوست بدارم و ارزش های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم.

در کوششهای مهندسی خود همیشه فردی متواضع باشم و موفقیتهای به دست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرینش بدانم و از آنان قدردانی و سپاسگذاری کنم.

در تمام کوششهای مهندسی خود جویا و پذیرای نقد و اظهار نظر صادقانه همکاران باشم و از لطمه زدن به حیثیت، شهرت، دارایی یا اشتغال دیگران پرهیز و از اقدامات بد خواهانه برای آنان خوداری کنم.

از کوشش های فرهنگی و فعالیتهای اجتماعی که به منظور توسعه رفاه عمومی انجام می گیرد، استقبال و در آنها شرکت کنم.

همکاران خود را به رعایت اصول اخلاق مهندسی و وجدان حرفه ای تشویق کنم

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت 9:39 |
۱.تا جوانید از کارخانه های مختلف بازدید کنید.

2.  در کارها نظم و برنامه ریزی را سرلوحه کار خود قرار دهید.

3.   همیشه قلم و کاغذ همراه داشته باشید.

4.   از هر چیزی یادداشت بردارید. اگر نخواستید بعداً آنرا دور بریزید.

5.   تجربیات خود را یادداشت کنید و آنها را به صورت موضوعی دسته بندی کنید.

6.  تایپ ده انگشتی را یاد بگیرید و نوشته های خود را (اگر قرار است تایپی باشد) از ابتدا خود تایپ کنید.

7.   سعی کنید خوش خط باشید. اگر خط لاتین شما هم خوب باشد که چه بهتر.

8.   هرگز با کولیس ( حتی نوع دیجیتال) قطر داخلی یک سوراخ را اندازه گیری نکنید.

9.  همیشه یک خط کش کوچک فلزی در کیف خود داشته باشید که از ابعاد حس بگیرید و قطعات را حدودی کنترل نمایید. اگر یک کولیس هم در کیف داشته باشید چه بهتر.

10.  همیشه وقتی کاری را انجام می دهید مثلا طراحی می دهید این سوالات را از خود بپرسید:

11.  آیا راه حل آسانتری هم هست ؟

12.  آیا راه حل سریعتری هم هست ؟

13.  آیا راه حل ارزانتری هم هست ؟

14. به جزئیات توجه داشته باشید. حتی اگر توازی لبه یک کاغذ نصب شده روی دیوار با افق باشد.

15.  ایمان داشته باشید که 20 درصد تغییر 80 درصد بهبود بوجود می آرود.

16. تمرین کنید تا بتوانید خوب کروکی بکشید.

17. سعی کنید تا حد امکان در نقشه ها ، اندازه ها را نسبت به یک مرجع بدهید. این امر باعث می شود خطای دیگر ابعاد در کار شما کمترین تاثیر را داشته باشد.

18. در تیم هایی کار کنید که حداقل چند نفر در آن وجود داشته باشد که سرشان به تنشان بیرزد.

19. اگر یک کیف سامسونت با خود حمل می کنید حتما اطمینان حاصل کنید که به تعداد لازم در آن خود کار مداد وجود داشته باشد.

20. به داشتن شماره ها تنها در حافظه موبایل اکتفا نکنید و برای موبایل خود سرویس پیغام کوتاه بگیرید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 15:53 |
در کشورهای غربی هر از چند گاهی می شنویم که فلان خواننده و یا فلان روشن فکر و یا حتی یکسری افراد عادی با مطالعه  اصولی و با توجه به بستری که در کشورشان برایشان فراهم شده است علی رغم تبلیغات مسلمان ستیزی که به قول نقل قول های مخبرین کشور ما از آنجا می دهند، به دین اسلام می گروند.

اما در ایران ما، یادم می آید دوستانی داشتم که با هم به مسجد می رفتیم و یا می گفتند ما اگر سرمان برود نمازمان نمی رود. حال که پس از سالها آنها را می بینم و متوجه نماز نخواندنشان می شوم(البته اصراری به این عمل و یا نصیحتی در کار نیست) ازشان می پرسم ، نماز که سهل است حتی اسلام و دین و پیغمبر را هم منکر می شوند.البته این را بگویم که این دوستان هم اهل مطالعه موشکافانه هستند و هم منطقها و دلایل و شاید هم سفسطه هایی برای خود دارند که هرکسی در مقابل آنها کم می آورد.

 این را می خواهم بگویم که چرا این اتفاقها  افتاد و هنوز هم می افتد؟ چرا دوستی که در دوران دانشجویی به مکه رفته بود و موقع برگشتن میگفت من خالص شده ام حالا ابراز دارد که حماقت ترین کارم زیارت مکه بود؟ بروید مساجد را ببینید و قضاوت کنید؟ آیا مگر  تبلیغات اسلامی  در کشور ما نمی شود و بستر مناسب  برای رشد اسلام و مذهبش در این کشور مهیا نیست؟ پس چرا کشور اسلامی ما فقط به مانند یک طبل توخالی از اسلام تبدیل شده است؟ اصلاً اهل این حرفها نیستم که بگویم اسلام خوب است یا مسیحیت و یا بودا و غیره، چون عقل ناقص من توانایی حلاجی آنها را ندارد تنها میخواهم بدانم که این ارتجاع زشت( بقول یکی از دوستان وبلاگ نویس) ناشی از کجاست؟

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 9:40 |
چشم دل باز کن که جان بینی         آنچه نادیدنی است آن بینی

دل هر ذرّه چون بشکافی                  آفتابیش در اندرون بینی

از بچگی خیال پردازی های فنی در ذهن می گستراندم ولی هیچ وقت موقعیتی پیش نیامد تا در زمینه مطالعه و یا پژوهش آنها گامی بردارم و آنها را به واقعیت نزدیک سازم. برخی از این تفکرات را اکنون ذکر می نمایم شاید روزی توسط شما و یا دیگران جامه عمل بپوشد.

- آیا می توان با یک دستگاه کوچک جیبی اتاقی را گرم و یا سرد نمود؟(سراغ نانو ها روید)

- آیا روزی می رسد که انسان را فاکس کنند؟

- آیا می توان با یک وسیله ای هوای شهری را متغییر ساخت؟

- آیا می توان سرزمین بی آب و علفی مانند دشت لوت و کویر را به گلستان یا باغ و جنگلی تبدیل نمود؟

- آیا روزی می رسد که یک کشور واحد در جهان موجود شود و همه امکانات خوب و بد موجود در جهان برای همه بطور یکسان فراهم گردد؟

همه اینهایی که ذکر کردم غیر قابل وصول نیستند نظر شما چیست؟

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 15:43 |
به خاطر دارم که حدود ۱۵ سال پیش به زحمت ویدئویی را تهیه می کردیم و در چندتا دستمال یا پارچه قایم میکردیم و بعد یواشکی میرفتیم خانه یکی از دوستان که مناسبتر بود یک شوی تلویزیونی یا یک فیلم هندی و یا... تماشا میکردیم. چند سال بعد دیگر ویدئو آزاد شد و به راحتی در فروشگاهها رواج یافت. یادم است وقتی خودم یک ویدئو تمام اتوماتیک پاناسونیک خریدم با قیمت حدود ۲۰۰هزار تومان حدود یک ماه پس از آن تکنولوژی سی دی با قیمت بسیار ارزان آمد و ویدئوی من برای همیشه خاموش ماند.  ماهواره و جرم بودن داشتن آن هم داستانها داشت و کم کم این تکنولوژی با ارزش هم بدون سر و صدا و بطور غیر رسمی آزاد شد. بعدها اینترنت وارد کشور شد. ابتدا فقط شرکتها و برخی موسسات خاص میتوانستند استفاده نمایند. تا اینکه کم کم این تکنولوژی هم تقریباْ همگانی شد.(البته با سرعتهای بسیار پایین).دستکاری در این تکنولوژی هم توسط فیلتراسیون برای عدم دسترسی به سایتهای مستهجن و البته بیشتر سایتهای سیاسی و جلوگیری از ابراز عقاید روشنفکران و یا خواندن اخبارهای دیگر منابع خارجی باعث تولید صنایعی چون آنتی فیلتر و غیره شده است. چند روز پیش هم که سایت فیس بوک را برای دومین بار تخته کردند و دوباره نمی دانم چی شد که تخته ها شکسته شد.(شرکت در انتخابات یادتان نرود). سایتی که باعث میشود دوستان قدیمی را که شاید به فراموشی سپرده  شده اند دوباره یافت و اطلاعات در مورد یکدیگر و گروه دوستان همیشه به روز رساند. پس چاره چیست؟آیا باید در مقابل تکنولوژی مقاومت کرد؟ آیا باید سریع آن را پذیرفت؟ آیا باید اول آن را رد کرد و پس از مدتی که به شیوه های غیر رسمی همگانی شد آنوقت آن را پذیرفت؟ آیا باید همیشه در واگنهای آخر نشست که هیچ وقت سرنشینان واگنهای جلویی و کارهایی  که انجام می گیرد را ندید ؟ چگونه می توان در ساخت این دهکده جهانی شریک شد و از امتیازات آن بهره مند گردید؟

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 11:49 |
در عصر حاضر که عصر اطلاعات نام گرفته است،صاحبان قدرت آنانی هستند که بهترین اطلاعات را کسب میکنند و کاملترین دانش و داده های مرتبط را در اختیار دارند. ما هر روز باید مسئولیتی را که بر عهده داریم به انجام برسانیم و برای آینده برنامه ریزی کنیم. و در این مسیر باید همواره از خودسوال کنیم که اگر بر دانش خود بیفزاییم در حل مسائل موفق تر عمل نخواهیم کرد؟ و شناخت بیشتر منجر به عملکرد بهتر نخواهد شد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:18 |
      بنام آنکه بی مثل و مثال است              زبان اندر بیانش گنگ و لال است

سلام بر همه دوستان

بیاد جملاتی در مقدمه کتاب کویر دکتر شریعتی افتادم که میگوید :"نمیدانم که باید بنویسم یا ننویسم.نمی دانم اگر بنویسم ثواب است یا گناه و یا اگر ننویسم گناه است یا ثواب. " در هرصورت گناه یا ثوابش را من سالها تحمل کردم و حالا که می خواهم شروع کنم به نوشتن در این نقطه باریک و گلویی -

Necking point - یا بر سختی خویش خواهم افزود و یا گسیخته خواهم شد. اما آمده ام تا نهایت سعی و تلاشم را کنم که در هر شرایطی که پیش آید دستنوشته های خود و یا دیگران را در راهی قرار دهم که رهگذران این جاده مجازی  در کافه ترانزیت من توقفی کوتاه داشته باشند و غبار از روی سلولهای خاکستری خویش بتکانند.

به امید موفقیت برای تمامی صاحبان علم و خرد

 

 

+ نوشته شده توسط حجت هاشمی پور در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:40 |