یک زمانی در دوره یک مدیر مثه ... کار میکردیم و نقها و بداخلاقی هایش را تحمل میکردیم. گاهی وقتها تا صبح بر سر پروژهای بودیم تا طبق دستور مدیر حتماً تا صبح تمام شده باشد. با تمام استرس هایی که برایمان وجود داشت احساس میکنم حسابی در کارمان پخته و با تجربه شدیم. به هر حال شتر تغییر مدیریت دم خانه مدیر نشست. مدیر جدید آمد، ظاهراً مهربان، روشنفکر، فرنگ رفته و البته جوان. در زمان آمدنش کمی کارها سبکتر شده و او فکر میکند در ایام گذشته ما نیز پر یا پوچ بازی میکردیم. بالادستی هایش هم اینچنین فکر میکنند. گاهی وقتها نیز فکر میکنند در حساب و کتابهای میلیاردی صورت وضعیتها، سبیلی چرب کرده ایم و مانند حرفهایی که به مدیران بخت برگشته زده میشود ما نیز زیر ذره بین هستیم. حال برای اثبات حقانیت و اعمال کارشناسیمان باید تمام روزهای گذشته را توضیح دهیم . اما می بینم که نه حوصله ای است و نه دلخوشی و نه انگیزه ای. فقط مانده ایم تا مدتی بگذرد کردارمان را بسنجند به همان اطمینان کنند، آن وقت با سربلندی رهایشان کنیم و کار را به دیگری بسپاریم. انگار این داستانها در سطوح کلانتر نیز این چنین است. فقط این را بگویم در تمام این سوء ظن ها و کم لطفی ها و خط بطللان بر گذشته کشیدنها ، زیانهای مالی برای سیستم و خدمت رسانی کمتر بر افراد منتج خواهد شد. اینها را در حجم - نه سطح- کلانی در تمام کشور بصورت هرمی ضرب کنید ببینید که علت عدم پیشرفتها در چیست؟ کشوری ثروتمند با مردمانی نسبتاً فقیر چگونه تشکیل میشود؟ تورم و گرانی و ... بقیه سوالات منفی را خودتان میفهمید چون که زنده اید و در جامعه امروزی زندگی میکنید.
ضایعه جانگداز پسر خاله عزیزم مهندس میثم دشتی (تصویر سمت چپ) را به تمامی آشنایان و دوستداران وی ، از جمله به خاله عزیزم، پسر خاله ها حسن و احسان و پدر ایشان جابر دشتی تسلیت عرض می نمایم.
همچنین فوت حامد دشتی را نیز به خانواده ایشان تسلیت عرض مینمایم.
یادشان گرامی باد.
همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه ای و اجتماعی خود بدین سوگند وفادار باشم.
به انسان، به عنوان یک موجود صاحب خرد و شگفت انگیزترین پدیده آفرینش بیاندیشم، صدیق و واقع بین باشم و به هیچ اقدامی که به انسان و انسانیت آسیب رساند، مبادرت نورزم.
دانش مهندسی و تجربه حرفه ای خود را که میراث مشترک بشری است، مغتنم دانم و کوشش کنم تا آن را به روز نگهدارم و در حد توان خود به گنجینه دانش و تجربه های سودمند بشری بیفزایم.
ایران زادگاه من است که در آن زاده و پرورده شده ام، کوشش خواهم کرد که دین خود را به سرزمینم، مردمانم، نیاکانم، و آیندگان ادا کنم.
در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کنم تا نقش موثری در توسعه پایدار کشورم داشته باشم.
در حد توان به دانشگاه که مربی علمی و فنی من است و به کسانی که پس از من در این مکان مقدس پرورش خواهند یافت، خدمت کنم.
سرمایه های هستی، چون ماده، انرژی، محیط زیست و نیروی کار را سرمایه های تمام بشر بدانم، و در حفظ و کاربرد درست و بهسازی آنها کوشش نمایم.
در تمام فعالیتهای مهندسی خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، سرعت عمل، حفظ منابع اجتماع و حقوق دیگران را مراعات کنم و سلامت، ایمنی و آینده نسلها را در نظر داشته و به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خویش را در منافع عام جستجو کنم، رشوه خواری و سایر رذایل اخلاقی را طرد و برای زحمات خود ارزش مادی ای در حد معقول و متعارف طلب کنم.
در تمام کوشش های مهندسی خود از دانش روز و آخرین یافته های فنی آگاه شوم و آنها را با ابتکار، خلاقیت و نو آوری در طراحی، برنامه ریزی و اجرا بکار بندم.
در تمام کوشش های مهندسی خود استانداردهای را مراعات و تنها در حیطه دانش و توانایی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضا کنم که به آنها احاطه فنی کامل دارم. در مواردی که منع قانونی و حق مالکیت اختصاصی وجود ندارد، دانش خود را آزادانه و به صورت رایگان منتشر کنم و در اختیار دیگران قرار دهم.
در ادای وظایف حرفه ای محول شده، متعهد، مسئولیت پذیر، مشارکت پذیر و رازدار باشم.
محیطی پر از محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگذاری بی ریا به مردم و وطنم را بوجود آورم و همکاران خود را بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت، سن و عقیده دوست بدارم و ارزش های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم.
در کوششهای مهندسی خود همیشه فردی متواضع باشم و موفقیتهای به دست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تلاش همکاران و نظام آفرینش بدانم و از آنان قدردانی و سپاسگذاری کنم.
در تمام کوششهای مهندسی خود جویا و پذیرای نقد و اظهار نظر صادقانه همکاران باشم و از لطمه زدن به حیثیت، شهرت، دارایی یا اشتغال دیگران پرهیز و از اقدامات بد خواهانه برای آنان خوداری کنم.
از کوشش های فرهنگی و فعالیتهای اجتماعی که به منظور توسعه رفاه عمومی انجام می گیرد، استقبال و در آنها شرکت کنم.
همکاران خود را به رعایت اصول اخلاق مهندسی و وجدان حرفه ای تشویق کنم
2. در کارها نظم و برنامه ریزی را سرلوحه کار خود قرار دهید.
3. همیشه قلم و کاغذ همراه داشته باشید.
4. از هر چیزی یادداشت بردارید. اگر نخواستید بعداً آنرا دور بریزید.
5. تجربیات خود را یادداشت کنید و آنها را به صورت موضوعی دسته بندی کنید.
6. تایپ ده انگشتی را یاد بگیرید و نوشته های خود را (اگر قرار است تایپی باشد) از ابتدا خود تایپ کنید.
7. سعی کنید خوش خط باشید. اگر خط لاتین شما هم خوب باشد که چه بهتر.
8. هرگز با کولیس ( حتی نوع دیجیتال) قطر داخلی یک سوراخ را اندازه گیری نکنید.
9. همیشه یک خط کش کوچک فلزی در کیف خود داشته باشید که از ابعاد حس بگیرید و قطعات را حدودی کنترل نمایید. اگر یک کولیس هم در کیف داشته باشید چه بهتر.
10. همیشه وقتی کاری را انجام می دهید مثلا طراحی می دهید این سوالات را از خود بپرسید:
11. آیا راه حل آسانتری هم هست ؟
12. آیا راه حل سریعتری هم هست ؟
13. آیا راه حل ارزانتری هم هست ؟
14. به جزئیات توجه داشته باشید. حتی اگر توازی لبه یک کاغذ نصب شده روی دیوار با افق باشد.
15. ایمان داشته باشید که 20 درصد تغییر 80 درصد بهبود بوجود می آرود.
16. تمرین کنید تا بتوانید خوب کروکی بکشید.
17. سعی کنید تا حد امکان در نقشه ها ، اندازه ها را نسبت به یک مرجع بدهید. این امر باعث می شود خطای دیگر ابعاد در کار شما کمترین تاثیر را داشته باشد.
18. در تیم هایی کار کنید که حداقل چند نفر در آن وجود داشته باشد که سرشان به تنشان بیرزد.
19. اگر یک کیف سامسونت با خود حمل می کنید حتما اطمینان حاصل کنید که به تعداد لازم در آن خود کار مداد وجود داشته باشد.
20. به داشتن شماره ها تنها در حافظه موبایل اکتفا نکنید و برای موبایل خود سرویس پیغام کوتاه بگیرید.
ادامه مطلب
اما در ایران ما، یادم می آید دوستانی داشتم که با هم به مسجد می رفتیم و یا می گفتند ما اگر سرمان برود نمازمان نمی رود. حال که پس از سالها آنها را می بینم و متوجه نماز نخواندنشان می شوم(البته اصراری به این عمل و یا نصیحتی در کار نیست) ازشان می پرسم ، نماز که سهل است حتی اسلام و دین و پیغمبر را هم منکر می شوند.البته این را بگویم که این دوستان هم اهل مطالعه موشکافانه هستند و هم منطقها و دلایل و شاید هم سفسطه هایی برای خود دارند که هرکسی در مقابل آنها کم می آورد.
این را می خواهم بگویم که چرا این اتفاقها افتاد و هنوز هم می افتد؟ چرا دوستی که در دوران دانشجویی به مکه رفته بود و موقع برگشتن میگفت من خالص شده ام حالا ابراز دارد که حماقت ترین کارم زیارت مکه بود؟ بروید مساجد را ببینید و قضاوت کنید؟ آیا مگر تبلیغات اسلامی در کشور ما نمی شود و بستر مناسب برای رشد اسلام و مذهبش در این کشور مهیا نیست؟ پس چرا کشور اسلامی ما فقط به مانند یک طبل توخالی از اسلام تبدیل شده است؟ اصلاً اهل این حرفها نیستم که بگویم اسلام خوب است یا مسیحیت و یا بودا و غیره، چون عقل ناقص من توانایی حلاجی آنها را ندارد تنها میخواهم بدانم که این ارتجاع زشت( بقول یکی از دوستان وبلاگ نویس) ناشی از کجاست؟
دل هر ذرّه چون بشکافی آفتابیش در اندرون بینی
از بچگی خیال پردازی های فنی در ذهن می گستراندم ولی هیچ وقت موقعیتی پیش نیامد تا در زمینه مطالعه و یا پژوهش آنها گامی بردارم و آنها را به واقعیت نزدیک سازم. برخی از این تفکرات را اکنون ذکر می نمایم شاید روزی توسط شما و یا دیگران جامه عمل بپوشد.
- آیا می توان با یک دستگاه کوچک جیبی اتاقی را گرم و یا سرد نمود؟(سراغ نانو ها روید)
- آیا روزی می رسد که انسان را فاکس کنند؟
- آیا می توان با یک وسیله ای هوای شهری را متغییر ساخت؟
- آیا می توان سرزمین بی آب و علفی مانند دشت لوت و کویر را به گلستان یا باغ و جنگلی تبدیل نمود؟
- آیا روزی می رسد که یک کشور واحد در جهان موجود شود و همه امکانات خوب و بد موجود در جهان برای همه بطور یکسان فراهم گردد؟
همه اینهایی که ذکر کردم غیر قابل وصول نیستند نظر شما چیست؟
ادامه مطلب
سلام بر همه دوستان
بیاد جملاتی در مقدمه کتاب کویر دکتر شریعتی افتادم که میگوید :"نمیدانم که باید بنویسم یا ننویسم.نمی دانم اگر بنویسم ثواب است یا گناه و یا اگر ننویسم گناه است یا ثواب. " در هرصورت گناه یا ثوابش را من سالها تحمل کردم و حالا که می خواهم شروع کنم به نوشتن در این نقطه باریک و گلویی -
Necking point - یا بر سختی خویش خواهم افزود و یا گسیخته خواهم شد. اما آمده ام تا نهایت سعی و تلاشم را کنم که در هر شرایطی که پیش آید دستنوشته های خود و یا دیگران را در راهی قرار دهم که رهگذران این جاده مجازی در کافه ترانزیت من توقفی کوتاه داشته باشند و غبار از روی سلولهای خاکستری خویش بتکانند.
به امید موفقیت برای تمامی صاحبان علم و خرد
